روزگاری یه استادی داشتیم که بعضی وقت ها حرف جالبی می زد. می گفت اگه شما فقط چکش داشته باشین، همه مشکلات زندگیتون رو سعی می کنین با همون چکش حل کنین. اما چکش فقط برای میخ مناسبه و نه هیچ چیز دیگه! سعی نکنین همه آدم ها، همه رفتارها، همه سیستم ها، همه جوامع، همه بیزینس ها رو با یه ابزار تحلیل کنین. سعی نکنین فقط یه چیز یاد بگیرین که مجبور شین همه مشکلات رو فقط با همون یه ابزار تحلیل کنین! سعی کنین پیچیده ولی ساده نگاه کنین.
ماها حتی یه ابزار تحلیل هم تو ذهنمون نداریم. ما بر اساس این که اطرافیانمون چطور تحلیل می کنن، تحلیل می کنیم! ما آدم های جالبی هستیم، متأثر از جوِ غالبِ محیط هایی که کار می کنیم، زندگی می کنیم، درس می خونیم، هستیم! آدم ها، رفتارها، کارها و کلن زندگی رو صفر و یک می بینیم. فلانی یا آدم خیلی خوبیه، یا آدم خیلی بدی! فلانی یا سبزه یا لجنه، فلانی یا سوسیالیسته یا لیبرالیسته. هر کس بر ضد اعدام اعلام موضع نکرد، پس طرفدار اعدامه، پس با حکومته، پس قاتل و جانیه! فلانی چون تو جلسه ای شرکت کرده که حکومت تشکیل داده، پس ترسیده، پس خودش حکومتیه، پس از اوناست، پس … حالا کسایی که باورهای مخالف ما هم دارین این شکلین، خودی یا غیر خودی، دوست یا دشمن، بسیجی یا ضد ولایت فقیه و … غافل از اینیم که حتی دو تا برادر با هم فرق دارن، یا غافلیم یا نمی تونیم بفهمیم.
اما همین ماها، تو زندگی شخصیمون اینجور نیستیم، همه رو جون به لب می کنیم تا بتونیم یه تصمیم بگیریم درباره شغل، درباره ازدواج، درباره تحصیل، درباره سفر، درباره یه دوست. اینقد تردید داریم که آخرش هیچ تصمیمی نمیگیریم و گند می زنیم به همه چیز! ما هنوز بعد از سی سال عمر، دنبال پاسخ به سوالات اساسی زندگیمون می گردیم!
کاش سعی کنیم در رابطه قضاوت اتفاقاتی که در خارج از فردیت ما رخ میده، کمی پیچیده تر فکر کنیم و در دایره فردیت خودمون، کمی اعتماد به نفسمون رو بالا ببریم.
پ.ن: چند روزه که یه جوری میخوام بگم دوستان بی خیال این تحلیل های آبکی شین، آدم ها رو با یه رفتار قضاوت نکنین، اینقد روی موج سوار نشین (موج عامه، موج روشنفکری)، یه کم خودتون باشین، یه کم جرآت مخالفت با همه رو به خودتون بدید، یه کم جسارتتون رو بالا ببرید، یه کم به عمق مسائل نگاه کنین، اینقد از بی تفاوتی ما ایرانی ها نسبت به وقایع اطراف ننویسین، به جاش بنویسین چرا این گونه شدیم، اینقد از اعدام ننویسین، به جاش از دغدغه های واقعی شخص خودتون بنویسین، چند روزه که حالم بد میشه از نوشته های از روی هم نوشته شده!

مشکل دیگری هم هست. اینکه در مورد چیزی قضاوت می کنیم که اصولا نمی دانیم و احتمالن نباید قضاوت کنیم.
راستی شما قبلن هم وبلاگ دیگری داشتید فکر کنم. این را هم بگویم که هم دانشگاهی هستیم! نوشته هایتان را می خوانم. موفق باشید.