یکی از مشکلات بزرگی که سیاسیون و حاکمان ایرانی دارن که هر مکانی، هر اتفاقی، هر گروهی، هر موسسه ای، هر نهادی، هر حزبی در زمان ریشه داره، هویت داره، فصل مشترک یه سری از مردمه، بخشی از خاطرات، بخشی از آینده، بخشی از حال بخشی از این مردمه.ریشه در گذشته داره، در حال نفس می کشه و برای آینده برنامه داره.
سال سوم دانشگاه که بودیم، یه روز اعلام کردن که از امروز دانشگاه نفت دیگه زیر نظر وزارت نفت نیست و زیر نظر وزارت آموزش عالی شده، انگار وزیر وقت نفت دلش می خواست از شر دانشگاه نفت خلاص شه و مسئولیت و هزینه هاش رو به گردن وزارت علوم بندازه، با افتخار از این خبر یاد کرد. اما فکر نکرده بود که ماهایی که اومده بودیم به دانشگاه نفت، چقد این که واسه وزارت خونه نفتیم برامون اهمیت داره، فکر نکرده بود که اونایی که فارغ شده بودن، با یه تناقض بزرگ روبرو میشدن، فکر نکرده بود به هویتی که ما دانشجویان نفتی داشتیم.
بیش تر از یه ماه تحصن و اعتصاب طول کشید، امتحانات ترم برگزار نشد، تا بالاخره اعلام کردن که دانشگاه نفت دوباره رفت زیر نظر وزارت نفت. اون اعتراضات، دقیقا اولین تجربه یه اعتراض مدنی واسه من و بقیه بچه ها بود.
چنین تصمیماتی در این کشور نه تازگی داره و نه بنظر میرسه که پایانی داره، از انحلال حزب گرفته تا تغییر اسم خیابون تا تغییر هویت باشگاه فوتبال و حالا دوباره دانشگاه…
